احمد بن محمد ميبدى
548
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
و روزى دادم و از بلاها نگاه داشتم ، اكنون بت را گوى تا تو را از آتش دوزخ نگاه دارد ! من كار دنياى تو را راست كردم ، كار عقبى را از انباز من بخواه ! باز بندهء مؤمن در دنيا مرا يكتا گفت و يكتا دانست و در شريعت ، بندهاى كه يك مالك دارد ، معاش و مصالح وى همه بر مالك بود ، لاجرم كار دنيايش كفايت كردم ، نعمت دادم ، هدايت كردم ، و اينك كار عقبى بر من است كه آنان را كفايت كنم ، از آتش برهانم ، به بهشت برم ، به ديدار و رضاى خود رسانم ، زيرا او جز من كسى را ندارد و كار او جز من كسى نسازد . . . . ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ . آيه . فائدهء آيت اين است كه بنده بايد به حقيقت بداند كه نعمت و شدّت همه از خداوند است و بلا و راحت همه به ارادهء او است ، دل در ديگرى نهبندد ، و شفاى درد از جز او نخواهد ، و بداند كه زيانبخش و سودبخش هر دو يكى است ، خداوند برگشاد و بند ، و پادشاه بر سود و گزند ! و كليددار جدائى و پيوند ! سودنماى سودرسان ، و سپردن سودها بر او آسان ، و سودها همه به دست او نه به دست كسان ! 66 - وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً . آيه . در بدن جانداران دو نجس فراهم آمد يكى خون يكى مدفوع ، از ميان اين دو نجس ، خداوند شير صاف و پاك پديد آورد ، و همچنين دو نطفهء حقير و مهين در رحم فراهم آورد ، آنگاه از ميان هر دو ، صورتى بدين زيبائى به تقدير و تصوير خدائى پديد آورد ! و دو بار سنگين بر بنده جمع كرد ، يكى بار معصيت ، ديگرى تقصير در طاعت ، آنگاه از ميان هر دو به فضل و رحمت خود ، آمرزش و مغفرت پديد آورد ! پير طريقت گفت : خدايا دانى به چه شادم ، به آنكه من نه به خويشتن به تو افتادم ، تو خواستى نه من خواستم ، دوست بر بالين ديدم چون از خواب برخاستم . از روى اشارت خداوند مىفرمايد : شيرى كه غذاى تو است ميان سرگين ( فرث ) و خون تو گذرانيدم و از هر دو نگاه داشتم ، بدينگونه كه چون جان بنده غذا خورد و در معده پخته شد ، سه قسمت مىشود قسمت بالاى آن خون ، قسمت ميان آن شير ، و قسمت پائين دفعشدنى است ! پس از آن كبد ( جگر سياه ) خون را به رگها مىدهد و شير را به شيردان و بقيه را به دفع مىفرستد ! و اين بزرگترين عبرت است . پس توحيد كه حقّ ما است اولىتر است كه نگاه داريم تا بر دنيا و عقبى بگذرد و از هر دو هيچ اثر نگيرد ! چه كه توحيد از دنيا و عقبى پاك است و نور توحيد باعث هلاك آب و خاك و فراگرفتن ديدهء دل و يافت توحيد را ادراك است . [ آيات 77 - 68 ] ( تفسير لفظى ) 68 - وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ . پروردگار تو زنبور عسل را آگاهى داد كه در دل كوهها خانه بگيريد و در درختان و در آنچه خانهها ساختهاند جاى گيريد . 69 - ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ . ( پس از آن فرمود ) بخوريد از گل هر ميوه و در شويد در آن راهها كه همه رام شده و مسخّر است ، تا از شكم زنبوران شرابى رنگارنگ بيرون آيد كه شفاى دردهاى مردم است ، و در آن نشانى ( از قدرت خداوند است ) براى قومى كه انديشند و تفكّر كنند . 70 - وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ . خداوند شما را آفريد پس از آن شما را مىميراند ، و از شما كسانى هستند كه او را به بترين عمر ( و بدترين ) زندگانى ! بازپس برند تا نداند و چيزى به ياد نياورد پس از آنكه مىدانست و ياد داشت ! كه خداوند توانا و دانا است . 71 - وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلى ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَواءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ . خداوند فزونى و برترى داد لختى از شما بر لختى ديگر در روزى ! پس